۱۰ فوریه ۲۰۱۴ ۱ دقیقه خواندن
دو زبان

هر سوالی از او بپرسی مثل شیشه جوابت را می دهد

هر سوالی از او بپرسی مثل شیشه جوابت را می دهد

شاید هم اینقدر ساده نیست :

اول آن را می خواست ،
آنقدر می خواست که همه چیز را دور انداخت .
یک روز
تنها از خواب بیدار شد
و تمام تنش
خالکوب ِ زندگی بود .

حالا کنار رودی سیاه می ایستد
در جوهر می شوید آلتش را
و می گذارد ماهیان هوس هایش را بخورند .

واینگونه غسل می دهد جانش را.
در سر و سامان دادن گذشته
لا اقل از سفر زمان بهتر است .

پایان متنبازگشت به آرشیو ←