تعریضی در حاشیهی یک روز ابری
۱. عزیزی برایم نوشت که باید پاسخی بنویسی. پیش خود گفتم: پاسخ را به پرسش مینویسند و حضور پرسش معطوف به تقلا و جستجوی حقیقت است. اگر جز این باشد ماجرای صداییست، خشمیست، عقدهایس…
خواندن متن ←۱. عزیزی برایم نوشت که باید پاسخی بنویسی. پیش خود گفتم: پاسخ را به پرسش مینویسند و حضور پرسش معطوف به تقلا و جستجوی حقیقت است. اگر جز این باشد ماجرای صداییست، خشمیست، عقدهایس…
خواندن متن ←۱. وقتی اسپانیاییها به قارهی آمریکا رسیدند، پَری بر کلاه سربازانشان بود و در افسانههای محلی این قاره، نجاتدهنده پوشیده به پَر از دریا فراز…
خواندن متن ←کریستینا پری روسی، شاعر و قصهنویس بزرگ اروگوئهای در سال ۱۹۴۱ در مونتهویدئو به دنیا آمد. از وقتی ادبیات آمریکای لاتین، پا به پای انقلابهایش، غریو هویت و استقلال بلند کرد، کریس…
خواندن متن ←در اوان ورودم به مکزیک، وقتی یکی از سلسله کشتارهای غزه اتفاق افتاد، قرار بود در برنامهای با حضور بعضی از مهمترین چهرههای ادبیات آمریکای لاتین سخنرانی کنم. النا پونیاتوسکا، مارگ…
خواندن متن ←سه روز پیش، دوست نازنینام، آنخل گیندا از دنیا رفت. سرطان او را با خود برد. هرچه شور حیات در او بود، ذره به ذره به تحلیل رفت و خسته، جان داد. هشت سال پیش، من و مارسلو و آنخل، با…
خواندن متن ←خاله آنخلا هر بار که به ما سر میزنه حالتو میپرسه. من خودمو به اون راه میزنم. بش میگن طفره رفتن؟ گربه از پنجره پرید و گم و گور شد مسائل گربهها مسائل آدمها. یخبندون همهی درخ…
خواندن متن ←و نمیدونم از کجا روزنامهنگاری اومد که بپرسه تبعید واسه ما چه معنایی داره. نمیدونم از کجا میاومد اون روزنامهنگار. ولی گذاشتم از در بیاد تو، به هرحال مرطوب بود اتاق، سرد بود…
خواندن متن ←عمو جان، خستهتر از آنم که از این روزهای آشفته برایت بنویسم. سخت مشغول کارم تا هجرتی دیگر را ممکن کنم. اینبار هجرتی از جهان کلمات به عالم اعداد. پیشهورانِ کلمات در زبان ما، سی…
خواندن متن ←نازنین-رفیقِ سالیان، عموی مهربان، نامهی دومات را نخوانده گریسته بودم. میدانستم استخوانهامان با هم حرف میزنند. روایت گوشت و پوست نیست: مکالمهایست میان هرچه در من و تو دیرتر…
خواندن متن ←زبیگنیف هربرت، شاعر بزرگ لهستانی در ۲۹ اکتبر سال ۱۹۲۴ بدنیا آمد و در در ۲۸ جولای سال ۱۹۸۸ درگذشت. هربرت، یکی از موثرترین شاعران اروپایی قرن گذشته بود. هم مبارزهی چریکی را زیست،…
خواندن متن ←خانهای فراز فصول سال خانهی بچهها، حیوانات و سیبها چهارگوشهای از فضایی خالی زیر ستارهای غایب خانه، تلسکوپ کودکی بود خانه، پوست احساس بود گونهی خواهری، شاخهی درختی. شعلهای…
خواندن متن ←۱ نمیتوانم نامی بیابم برای خاطرهای از تو با دستی دریده به ظلمات بر بقایای چهرهها گام بر میدارم نیمرخهای محو یاران منجمد در قابهای سخت چرخان بالای سرم خالی چنانکه پیشانی با…
خواندن متن ←