عشقم در تنم زندگیمیکند
و تنم واژهای است
گشوده به منقار پرندهای
که زنگوله به سر
ترانهی عامیانهای را زمزمه میکند
و از تنهی بلوطی بالا و پایین میرود
گویی نردبان یعقوب است.
۳ اکتبر ۲۰۱۷
۱ دقیقه خواندن
دو زبان
از باران و بوسه
دو زبان
شعر ۸، شب پلنگکلارا خانس
پایان متنبازگشت به آرشیو ←
