کولیان آمدند
سبدها پر از گلابی و
روسریها مملوِّ سکهها
سنگی به هوا انداختیم
رقص آغاز شد و
از کپههای آتش پریدیم
کره اسبها رم کردند
و ساعت دلتنگی
آسمان را شخم زد و
رد شد
پاهایم را شبدرها پوشاندند
سرت را گلهای شاهپسند
۳ اکتبر ۲۰۱۷
۱ دقیقه خواندن
دو زبان
از باران و بوسه
دو زبان
شعر ۶، شب پلنگکلارا خانس
پایان متنبازگشت به آرشیو ←
