۰۶ / ۰۸

از باران و بوسهترجمه‌ها

آرشیوی پیوسته با ترتیب زمانی و خوانش تحریریه‌ای.

منبع: از باران و بوسه · ۲۵۲ نوشته
۰۷

شعر ۱۵، کتاب زیرینخوان خلمن

تاریک است صدایت از بوسه‌هایی که به من ندادی از بوسه‌هایی که به من نمی‌دهی شب غبارِ این تبعید است. بوسه‌هایت ماه‌ها را می‌آویزند اقماری‌ که معبرم را منجمد می‌کنند و من به زیر خورش…

خواندن متن ←
۰۸

شعر ۱۶، کتاب زیرینخوان خلمن

وقتی بمیرم هنوز لرزش پیراهنت را در باد خواهم شنید‌. کسی که این سطرها را می‌خواند، پرسید: چگونه ممکن است؟ چه می‌شنوی؟ چه لرزشی؟ چه پیراهنی و چه بادی؟ به او گفتم خاموش باشد پشت میز…

خواندن متن ←
۰۹

شعر ۱۷، کتاب زیرینخوان خلمن

یک باد از جداافتاده‌گان‌ از بوسه‌هایی که به هم ندادیم رام می‌کند بذر زهدانت را و سوسن‌های سرخش را به آفتاب. تو بیا یا میلادم را نخواهم خواست! آبِ زلالت را بیاور شاخه‌ها شکوفه می‌…

خواندن متن ←
۱۲

شعر ۲۰، کتاب زیرینخوان خلمن

نه دروازه داری نه کلید، نه قفل شب‌ها ‌در پروازی و روزها در پروازی‌. معشوق می‌آفریند هر آن‌چه را که بدان عشق خواهد ورزید، مثل تو ای کلید لرزان بر دروازه‌ی زمان.

خواندن متن ←