۰۶ / ۰۸

از باران و بوسهترجمه‌ها

آرشیوی پیوسته با ترتیب زمانی و خوانش تحریریه‌ای.

منبع: از باران و بوسه · ۲۵۲ نوشته
۰۱

تاریکی هزار چشمگونار اکلوف

چشم‌ها بر من خم می‌شوند در تاریکی تاریکی هزار چشم و هزار فضای گیج تاریک‌تر از ابروانم یا حلقه‌ی موها بر گیج‌گاه‌ام تار چون سوسوی چراغی نامرئی درخششی بالای گونه و پیشانی چهره‌ی یا…

خواندن متن ←
۰۲

ناپیدایی‌گونار اکلوف

در پاییز یا در بهار چه فرقی می‌کند؟ در جوانی یا پیری چه اهمیتی دارد؟ به هر حال ناپدید می‌شوی در تصویر کل ناپدید شدی، ناپیدا شده‌ای حالا یا لحظه‌ای پیش یا هزار سال پیش ناپیدایی‌ات…

خواندن متن ←
۱۲

کاری‌‌ترین زخم‌گونار اکلوف

گلوله‌ای قالب ریخته‌ام برایت تا به تو در قلب‌ام شلیک‌ کنم گلوله‌ای سنگی که مجرمان استخراجش‌ کرده‌اند گلوله‌ای سربی غوطه‌داده در خون گلوله‌ای آهنین، غوطه‌داده در عسل تراش‌خورده‌ ق…

خواندن متن ←