لبهايم را ببوسلندی
ديوار را سوراخ کن و لبهايم را ببوس، شوهرم بناست میتواند تعميرش کند.
خواندن متن ←ديوار را سوراخ کن و لبهايم را ببوس، شوهرم بناست میتواند تعميرش کند.
خواندن متن ←لبهايم مال توست، بنوش! از هيچ چيز نترس، شکر نيست، آب نمیشود.
خواندن متن ←من خوشگلم، لبهايم را میبخشم و آغوش میگشايم. و توی ترسو میگذاری که خواب سنگت کند.
خواندن متن ←چرا بايد مديون تو باشم، ماه! حالا که دزدکی میبوسم و ديوار را حجاب خودم میکنم.
خواندن متن ←نازنين من، اينطور که در آغوش من لرز کردهای، چه کار میکردی اگر چکچک شمشيرها جرقهی صاعقه میشد.
خواندن متن ←يارم وسط گلها خوابش برده است و من نمنم شبنمهای لبهايم را بر او میبارم.
خواندن متن ←شوخی سرش نمیشود او را با گيسم میزنم و دلخور است.
خواندن متن ←يارم چشمهای سرخ دوست دارد، کجا میتوانم چشمهای سياهم را عوض کنم؟
خواندن متن ←شاد باش موی دماغ من! فردا عيد است و من بايد تو را بر لبهايم دار بزنم.
خواندن متن ←عشقت آب است و آتش است، با شعلهها میسوزم و با موجها غرق میشوم.
خواندن متن ←بهار است و برگها روی شاخهها سبز میشوند. آه از وطن من که درختانش زير رگبار گلولهها شاخه از دست دادهاند.
خواندن متن ←به خاطر خدا ای ماه! پرتو نورت را بين دو عاشق نينداز!
خواندن متن ←