آرشیو

همه‌ی نوشته‌ها

از باران و بوسه۲۵۲لندی‌ها۴۳آنتونیو گاموندا | کتاب سسیلیا۳۱لدو ایوو | از ابریق شکسته‌ی داستایوفسکی۳۱خوان خلمن | کتاب زیرین۳۰کلارا خانس| کتابِ شب پلنگ۲۵قاموس یک کابوس۱۸شعر من | فرریرا گولار۱۲زبیگنیف هربرت | گزیده‌ی شعرها۱۰ماگنوس سیگوروسون | ماه‌های سرد۹ژئو بوگزا | يوآنا ماریا و اشعار دیگر۵مرئی چون هوا۳پادکست‌ها۱یک کشتی بادبانی۱
۰۴

شعر ۱۵، کتاب زیرینخوان خلمن

تاریک است صدایت از بوسه‌هایی که به من ندادی از بوسه‌هایی که به من نمی‌دهی شب غبارِ این تبعید است. بوسه‌هایت ماه‌ها را می‌آویزند اقماری‌ که معبرم را منجمد می‌کنند و من به زیر خورش…

خواندن متن ←
۰۵

شعر ۱۶، کتاب زیرینخوان خلمن

وقتی بمیرم هنوز لرزش پیراهنت را در باد خواهم شنید‌. کسی که این سطرها را می‌خواند، پرسید: چگونه ممکن است؟ چه می‌شنوی؟ چه لرزشی؟ چه پیراهنی و چه بادی؟ به او گفتم خاموش باشد پشت میز…

خواندن متن ←
۰۶

شعر ۱۷، کتاب زیرینخوان خلمن

یک باد از جداافتاده‌گان‌ از بوسه‌هایی که به هم ندادیم رام می‌کند بذر زهدانت را و سوسن‌های سرخش را به آفتاب. تو بیا یا میلادم را نخواهم خواست! آبِ زلالت را بیاور شاخه‌ها شکوفه می‌…

خواندن متن ←
۰۹

شعر ۲۰، کتاب زیرینخوان خلمن

نه دروازه داری نه کلید، نه قفل شب‌ها ‌در پروازی و روزها در پروازی‌. معشوق می‌آفریند هر آن‌چه را که بدان عشق خواهد ورزید، مثل تو ای کلید لرزان بر دروازه‌ی زمان.

خواندن متن ←
۱۰

شعر ۲۱، کتاب زیرینخوان خلمن

صدایت را در پنجره‌ام شنیدم پنجره‌ام بر صدای تو نمی‌گشاید پنجره‌ام شاید بر جهان گشاده می‌شود پس صدایت چگونه می‌آید؟ پرنده‌ا‌ی برفی‌ چون بذری در نجوای خورشید.

خواندن متن ←