آرشیو

همه‌ی نوشته‌ها

از باران و بوسه۲۵۲لندی‌ها۴۳آنتونیو گاموندا | کتاب سسیلیا۳۱لدو ایوو | از ابریق شکسته‌ی داستایوفسکی۳۱خوان خلمن | کتاب زیرین۳۰کلارا خانس| کتابِ شب پلنگ۲۵قاموس یک کابوس۱۸شعر من | فرریرا گولار۱۲زبیگنیف هربرت | گزیده‌ی شعرها۱۰ماگنوس سیگوروسون | ماه‌های سرد۹ژئو بوگزا | يوآنا ماریا و اشعار دیگر۵مرئی چون هوا۳پادکست‌ها۱یک کشتی بادبانی۱
۰۹

کاری‌‌ترین زخم‌گونار اکلوف

گلوله‌ای قالب ریخته‌ام برایت تا به تو در قلب‌ام شلیک‌ کنم گلوله‌ای سنگی که مجرمان استخراجش‌ کرده‌اند گلوله‌ای سربی غوطه‌داده در خون گلوله‌ای آهنین، غوطه‌داده در عسل تراش‌خورده‌ ق…

خواندن متن ←
۱۲

جنایت در غرناطه رخ دادآنتونیو ماچادو

۱ جنایت او را دیدند قدم‌زنان در میان تفنگ‌ها از خیابانی بلند تا مزارع سرد، وقتی ستاره‌های صبح هنوز می‌درخشیدند. فدریکو را کشتند وقتی شب می‌شکست. نمی‌توانست در چشم‌هایش نگاه کند،…

خواندن متن ←